یک ردیاب PCB از ضروریترین قسمتهای یک کارت مدار چاپی است، اما اغلب توسط تازهکارها نادیده گرفته میشود. به عبارت ساده، یک ردیاب (Trace) یک خط مسی یا مسیر هادی مسی است که جریان الکتریکی را بین اجزای الکترونیکی منتقل میکند. هرگاه یک سیگنال از یک تراشه به تراشه دیگر جابهجا شود یا انرژی از یک پورت به یک دستگاه جریان یابد، معمولاً از طریق هادی PCB عبور میکند. این امر نشان میدهد که ردیاب تنها یک خط روی مدار نیست؛ بلکه ساختار اصلی مدارهای الکتریکی PCB، راهنمایی سیگنال در PCB و عملکرد کلی برد را تشکیل میدهد. بدون ردیابهای مناسب، حتی بهترین مدار طراحیشده نیز قادر به عملکرد صحیح نخواهد بود.
دلیل اینکه طراحی مسیرهای PCB اهمیت بسیار زیادی دارد این است که این مسیرها تنها برای اتصال نقاط روی برد استفاده نمیشوند؛ بلکه همچنین بر بازده الکتریکی برد، پایداری سیگنالها، جریان توان، افت ولتاژ و دفع حرارت تأثیر میگذارند. مسیری که بسیار باریک باشد ممکن است بیشازحد گرم شده یا ذوب گردد. مسیری که بسیار بلند باشد ممکن است مقاومت ایجاد کرده و سرعت انتقال سیگنال را کاهش دهد. مسیری که بهدرستی جهتدهی نشده باشد ممکن است باعث افزایش تداخل متقابل (Crosstalk)، اختلالات الکترومغناطیسی یا تحریف سیگنال شود. در اصل، کیفیت مسیرهای PCB میتواند تعیینکننده این باشد که آیا محصول بهدرستی کار میکند یا تحت بارهای سنگین از کار میافتد.
به همین دلیل طراحان از ابتدا در فرآیند طراحی به اندازهی مسیرهای PCB، ضخامت مسیرهای PCB و وجود مسیرهای PCB توجه ویژهای میکنند. این جنبهها از نظر بصری قابل مشاهده نیستند. بلکه انتخابهای طراحیای هستند که بر ایمنی، عملکرد و قابلیت ساخت پیامد دارند. به عنوان مثال، یک برد رانندهی خودروی الکتریکی با جریان بالا نیازمند مسیرهایی بسیار پهنتر از یک برد دستگاه جمعآوری کوچک است. یک برد دیجیتال با سرعت بالا ممکن است نیازمند فاصلهگذاری دقیق مسیرها و کنترل مقاومت باشد. یک برد انعطافپذیر ممکن است سیاستهای مسیرکشی متفاوتی نسبت به یک برد غیرقابل انعطاف داشته باشد. برد FR-4 . بهترین انتخابها به مدار، اجزا و کاربرد نهایی بستگی دارد.

درک برآورد عرض مسیرهای PCB و مقاومت مسیرهای PCB برای هم تازهکاران و هم توسعهدهندگان با تجربه مفید است. تازهکاران معمولاً بر روی قرارگیری اجزا و اتصالات شماتیک تمرکز میکنند، اما طراحی مسیرهاست که طرح را به یک قطعه فیزیکی کاربردی تبدیل میکند. مهندسان با تجربه درک میکنند که سبک مسیرها بر همه چیز از گرمشدن بیش از حد PCB تا پایداری برد PCB تأثیر میگذارد. اگر شما در حال توسعه یک مدل، تولید خودکار یا مدیریت ساخت PCB و راهاندازی PCB هستید، تسلط بر مسیرها بسیار حیاتی است.
در ادامه چندین عامل مهم مرتبط با مسائل قالببندی آورده شده است:
ظرفیت حمل موجود: مسیر باید جریان را بدون گرمشدن بیش از حد بهطور امن تحمل کند.
امنیت ولتاژ: مسیرهای بلند یا باریک میتوانند افت ولتاژ ناخواسته ایجاد کنند.
کیفیت سیگنال: انتقال ضعیف میتواند صحت سیگنال را کاهش داده و نویز را افزایش دهد.
عملکرد حرارتی: مسیرهای نازک میتوانند در جریانهای بالا مانند مقاومتهای ضعیف عمل کنند.
موفقیت تولید: چیدمان مناسب مسیرهای مدار چاپی (PCB) قابلیت ساختپذیری آن را بهبود میبخشد و احتمال بروز مشکلات ساخت را کاهش میدهد.
در نظر بگیرید که دو مسیر مدار چاپی جریان یکسانی را حمل میکنند. یکی از این مسیرها عریض و کوتاه است و دیگری باریک و بلند. مسیر باریک مقاومت بیشتری دارد، بنابراین بیشتر گرم میشود و افت ولتاژ بیشتری در طول مسیر ایجاد میکند. به مرور زمان، این امر میتواند منجر به شکست شود. از سوی دیگر، مسیر عریض دمای پایینتری دارد و عملکرد بهتری دارد. به همین دلیل تعیین اندازه مناسب مسیرهای مدار چاپی در مهندسی PCB و طراحی الکترونیک اهمیت بسیاری دارد.
نسخهای کوچک از برد مدار چاپی (PCB) برای یک دستگاه اینترنت اشیا (IoT) در طول آزمونهای آزمایشگاهی بهخوبی کار کرد، اما پس از قرار گرفتن در سیستمی با دمای بالاتر، عملکرد آن مختل شد. مشکل ناشی از تراشه یا فرمافیر نبود. علت این بود که عرض خط انتقال تغذیه برای جریان عملیاتی واقعی برد کافی نبود. هنگامی که برد گرم شد، دمای خط افزایش یافت، مقاومت افزایش پیدا کرد و ولتاژ بهاندازهای کاهش یافت که دیگر برای سنسور کافی نبود. بازطراحی اساسی خطوط انتقال تغذیه این مشکل را برطرف کرد. این مورد نمونهای رایج از آن است که چرا اندازهگیری خطوط انتقال تغذیه نباید بهعنوان یک عامل ثانویه در نظر گرفته شود.
طراحی خوب برد مدار چاپی (PCB) به معنای قرار دادن اجزای ایدهآل روی یک برد نیست. بلکه این امر دربارهی ایجاد مسیرهای الکتریکی قابل اعتماد است که در شرایط واقعی عملیاتی بهدرستی کار میکنند. این موضوع شامل انتخاب هندسهی مناسب برای خطوط انتقال (تریس)، استفاده از فرآیند مناسب ساخت برد مدار چاپی و مدیریت حرارتی برد مدار چاپی است. همچنین، درک اینکه خدمات مربوط به برد مدار چاپی چگونه با برد فیزیکی ارتباط دارند نیز جزو این امر محسوب میشود. اگر نحوهی عبور جریان، نحوهی ایجاد مقاومت و بهویژه نحوهی پخش گرما در مس را بهدرستی درک کنید، میتوانید بوردهایی قویتر و قابل اعتمادتر طراحی کنید.
یک ردیف مسی در برد مدار چاپی (PCB) بیش از یک خط مسی ساده است. در طراحی مدرن برد مدار چاپی، این ردیف مسی مسیر واقعی است که اجازه میدهد توان الکتریکی، دادهها و سیگنالهای کنترلی از روی برد عبور کنند. این ردیفها اجزای الکترونیکی مانند مدارات مجتمع (IC)، مقاومتها، خازنها، واحدهای حسگر، پورتها و ابزارهای تغذیه را به هم متصل میکنند و باعث میشوند مدار از نظر فیزیکی و الکتریکی کاربردی باشد. از آنجا که این ردیفها نقش انتقال سیگنالها را دارند، آنها در واقع «راههای اصلی» برد محسوب میشوند. بدون این ردیفها، یک شماتیک تنها یک ایده نظری باقی میماند. اما با وجود آنها، طراحی به یک برد مادر چاپی کارکردی تبدیل میشود.
در الکترونیک امروزی، مسیرهای مدار چاپی (تریسها) نیاز دارند کارهای بیشتری از صرفاً حمل جریان انجام دهند. آنها باید پایداری سیگنال را حفظ کنند، جریان تغذیه را تسهیل نمایند، مقاومت الکتریکی برد مدار چاپی (PCB) را کاهش دهند و از ایجاد نویز غیرمجاز جلوگیری کنند. این امر بهویژه در بردهایی که سیگنالهای الکترونیکی سریع، بخشهای فرکانس رادیویی (RF)، درایورهای موتورهای الکتریکی یا مدارهای با توان بالا را شامل میشوند، صدق میکند. یک تریس که در یک برد LED استاندارد بهخوبی عمل میکند، ممکن است در یک کنترلر با سرعت بالا در صورت عدم تنظیم مناسب عرض و طراحی نامناسب کاملاً ناکافی باشد. به همین دلیل، بهینهسازی تریسهای PCB بخش مهمی از طراحی PCB و قابلیت ساختپذیری آن محسوب میشود.
جریان عبوری: تریس باید جریان مورد نیاز را بهصورت ایمن حمل کند.
امنیت ولتاژ: تریسهای بلند ممکن است باعث افت ولتاژ شوند.
کنترل حرارت: تریسهای نازک تحت بارهای زیاد ممکن است بیشازحد گرم شوند.
کاهش نویز: انتقال نامناسب میتواند تداخل الکترومغناطیسی (EMI) و تداخل بین سیگنالها (Crosstalk) را افزایش دهد.
ابعاد برد: طراحی تریسها بر اینکه برد چقدر کوچک میتواند باشد، تأثیر مستقیم دارد.
هر ردیفی مقاومت دارد. همچنین مس رسانای برجستهای نیست. وقتی جریانی از طریق یک ردیف عبور میکند، بخشی از توان به صورت گرما اتلاف میشود. به همین دلیل، رابطه بین مقاومت ردیف، ظرفیت حمل جریان و دمای ردیف اهمیت زیادی دارد. اگر ردیف از اندازه مناسب کوچکتر باشد، مقاومت افزایش یافته و گرمای بیشتری تولید میشود و احتمال اینکه مدار چاپی (PCB) بیش از حد گرم شود نیز افزایش مییابد.
تعدادی ویژگی فیزیکی و الکتریکی تعیین میکنند که یک مسیر مدار چاپی دقیقاً چگونه رفتار میکند. این ویژگیها شامل ابعاد مسیر، چگالی مسیر، اندازه مسیر، فاصله بین مسیرها، هندسه مسیر و پایانه سطحی (Surface Finish) میباشند. این ویژگیها در مجموع تعیین میکنند که مسیر چه مقدار جریان را میتواند حمل کند، چه مقدار مقاومت دارد و چقدر بهراحتی میتواند سیگنالی را منتقل کند.
اندازه ردیاب (تریس) عرض مستقیم مسِ مسیر است. ردیابهای پهنتر میتوانند جریان بسیار بیشتری را حمل کنند و دمای پایینتری داشته باشند. ردیابهای باریکتر امکان طراحی فشردهتر را فراهم میکنند، اما ممکن است برای خطوط ولتاژ بالا مناسب نباشند.
چگالی مس معمولاً با وزن مس یا میکرون مشخص میشود. مس ضخیمتر مقاومت را کاهش داده و عملکرد حرارتی را بهبود میبخشد. همین امر باعث میشود وزن مس در PCB بخشی حیاتی در محاسبه توان حمل جریان توسط ردیابهای PCB باشد.
ردیابهای بلندتر مقاومت بیشتری دارند و احتمال تأخیر سیگنال را نیز افزایش میدهند. در بردهای دیجیتال یا RF، اندازه ردیاب میتواند بر زمانبندی، مقاومت در برابر اختلالات و کیفیت سیگنال تأثیر بگذارد.
فاصله بین ردیابها از ایجاد تداخل سیگنالی (کراستالک) و تداخل الکترومغناطیسی (EMI) جلوگیری میکند. فاصله ناکافی ممکن است باعث شود سیگنالها در یکدیگر تداخل ایجاد کنند، بهویژه در طراحی بردهای مدار چاپی با سرعت بالا.
گوشههای تیز، انحناهای شدید و زوایای انتقال منفی میتوانند باعث ایجاد مشکلات شوند. بسیاری از مهندسان زاویهٔ ۴۵ درجه را برای انتقال انتخاب میکنند، زیرا این زاویه از نظر ساخت سادهتر است و معمولاً برای مسیرهای سیگنال عملکرد بهتری نسبت به پیچهای تیز ۹۰ درجه دارد.
سوراخهای عبوری (ویا) لایهها را در بردهای چندلایه به هم متصل میکنند. با این حال، هر ویا مقدار کمی مقاومت و اندوکتانس دارد. این امر در طراحیهای پرسرعت یا پرحجم جریان اهمیت دارد.
عملکرد خطوط مسی نیز به لایهٔ نهایی و میزان محکمبودن لایهٔ مس در فرآیند ساخت و توسعهٔ برد مدار چاپی (PCB) بستگی دارد. خط مسی که بهدرستی پوشش داده نشده یا بهصورت نامناسب پایان یافته باشد، ممکن است قابلیت اطمینان کمتری داشته باشد یا لحیمکاری آن دشوارتر باشد.
|
اموال |
تأثیر بر عملکرد برد مدار چاپی (PCB) |
|
عرض |
ظرفیت جریان، گرما و مقاومت |
|
ضخامت |
مقاومت کمتر، مدیریت جریان بهتر |
|
طول |
مقاومت بیشتر، تأخیر بیشتر |
|
فاصله |
کنترل تداخل الکترومغناطیسی (EMI) و تداخل متقابل (crosstalk) |
|
هندسه |
ساخت با کیفیت بالا و روشهای استاندارد سیگنال |
|
Viaها |
انتقال لایهها و راحتی در هدایت |
جریان ردیاب PCB مقدار جریان الکتریکی عبوری از یک ردیاب مسی است. این موضوع شاید بدیهی به نظر برسد، اما در واقع یکی از مهمترین متغیرهای طراحی در یک برد محسوب میشود. اگر ردیابی جریان بیشتری را نسبت به ظرفیت طراحیشده خود حمل کند، ممکن است بیشازحد گرم شود، افت ولتاژ داشته باشد یا حتی کاملاً از کار بیفتد. به همین دلیل، طراحان قبل از تکمیل طراحی، ظرفیت حمل جریان ردیابها را محاسبه میکنند.
جریانی که یک ردیاب میتواند حمل کند، به عوامل زیر بستگی دارد:
اندازه ردیاب
چگالی مس
ابعاد ردیاب
دمای محیط
دمای مجاز ردیاب
مشکلات خنکسازی
ماده صفحهای
یک ردیف ضخیمتر میتواند جریان بسیار بیشتری را به دلیل داشتن سطح مقطع بزرگتر هدایت کند. لایه ضخیمتر مس نیز به دلیل کاهش مقاومت کمک میکند. در مقابل، یک ردیاف باریک و طولانی توانایی کمتری در عبور جریان دارد و احتمال بیشتری دارد که داغ شود.
تأثیرات موجود:
توزیع برق
افت ولتاژ
دمای ردیاف
قابلیت اطمینان برد
ایمنی و امنیت
کارایی برد PCB
داغ شدن بیش از حد
پوستکندگی مس
بخشهای ردیاب ذوبشده
باز شدن مدارها
کاهش طول عمر محصول
تنش اتصالات لحیمکاری
هدایت عالی PCB تصادفی نیست؛ بلکه از یک طرح پیروی میکند. ردیابها باید بهگونهای انتقال یابند که تأمین توان و زمین اطمینانبخش باشد، سیگنالها با کیفیت بالا حفظ شوند و اختلال به حداقل برسد. در عمل، این امر به معنای جداسازی انواع مختلف سیگنالها، کنترل مسیرهای بازگشتی و انتخاب ساختار لایههای مناسب است.
ردیابهای تغذیه را ضخیم و کوتاه نگه دارید
حفظ مسیرهای سیگنال تمیز و مستقیم
استفاده از صفحات زمین برای کاهش نویز
پیشگیری از سوراخهای نامورد نیاز
جداسازی سیگنالهای پرسرعت از سیگنالهای کمسرعت
استفاده گسترده از ویاها در مسیرهای مهم
مسیرهای تغذیه باید معمولاً ضخیمتر از مسیرهای سیگنال باشند، زیرا جریان بسیار بیشتری را حمل میکنند. صفحات زمین، مسیر بازگشت با امپدانس پایین فراهم کرده و به ثبات برد کمک میکنند. مسیرهای سیگنال باید به گونهای طراحی شوند که از مناطق پرسر و صدا دور باشند، بهویژه در نزدیکی منابع تنظیمکنندهی سوئیچینگ، موتورها یا منابع RF.
|
روش مسیریابی |
قدرت |
نقاط ضعف |
|
طراحی خودکار مسیریابی |
سریع و راحت |
ممکن است ردپای بدی ایجاد کند، کیفیت عالی |
|
مسیریابی عملی |
کنترل و بهینهسازی بهتر |
زمان بسیار بیشتری میبرد |
استفاده از جهتدهی ردپا با زاویه ۴۵ درجه
در صورت امکان، طول ردپاها را کوتاه نگه دارید
اندازههای پیوسته را برای مسیرهای اصلی حفظ کنید
از لبههای تیز ردپا خودداری کنید
در مواردی که نگرانیهایی درباره اتصال قابل اعتماد وجود دارد، از پدهای قطرهای استفاده کنید
بررسی مسیریابی با نظارت بر سیاست طراحی (DRC).
در طراحی برد مدار چندلایه، مسیریابی معمولاً به دلیل اینکه سیگنالها میتوانند بین لایههای داخلی جابهجا شوند، آسانتر است. با این حال، هر نیاز کاربردی باید بهطور فعال استفاده شود. ویاهای عبوری، ویاهای کور و ویاهای دفنشده هر یک تأثیر متفاوتی بر هزینه و عملکرد دارند.
در الکترونیک پرسرعت، اندازه ردیاب (تریس) تأثیر بیشتری از صرفاً جریان عبوری دارد. همچنین بر مقاومت ردیاب در برابر تحریفها تأثیر میگذارد که این امر بر نمایش سیگنال تأثیر میگذارد. اگر مقاومت ردیاب بهطور ناگهانی تغییر کند، بخشی از سیگنال ممکن است بازتاب شده و بهجای انتقال تمیز و بدون اختلال، بهصورت بازتابی حرکت کند. این پدیده «بازتاب» نامیده میشود و میتواند کیفیت سیگنال را تخریب کند.
تغییرات غیرمنتظره در اندازه ردیاب (تریس).
نابرابریهای مقاومت.
تغییرات نامناسب بین لایهها.
هدایت نامناسب اتصالدهندهها.
تغییرات حاد در هندسه.
خطوط سیگنالی بلند و بدون پایان.
عرض یک ردیف (تریس) بر ویژگیهای الکتریکی آن تأثیر میگذارد. تریسهای پهنتر معمولاً مقاومت کمتری دارند، در حالی که تریسهای باریکتر مقاومت بیشتری دارند. در طراحی مدارهای چاپی با سرعت بالا، این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا سیگنالها باید بهصورت قابل پیشبینی منتقل شوند. اگر مقاومت بهدرستی کنترل نشود، نتیجه ممکن است اعوجاج سیگنال، خطاهای زمانبندی یا تخریب دادهها باشد.
عرض تریسها را ثابت نگه دارید.
مقاومت را در جایهای لازم تنظیم کنید.
از تغییر ناگهانی در هندسه خودداری کنید.
در خطوط سرعت بالا از انقطاعهای مناسب استفاده کنید.
مسیرهای انتقال را صاف و کوتاه نگه دارید.
ردیابهای نویزی متفاوت از ردیابهای ظریف.
نمایش سیگنال بهویژه در موارد زیر حیاتی است:
مجموعههای دیفرانسیل USB.
ارسال LVDS.
سبک PCB RF.
باسهای دیجیتال سریع.
خطوط کلاک.
پیوندهای تعاملی با فرکانس بالا.
یک کارت مدار دارای خطاهای دیجیتال مکرر در خط ساعت پرسرعت بود. این نگرانی توسط یک ردیاب (تریس) ایجاد شد که عرض آن نزدیک یک پورت بهطور ناگهانی تغییر کرده بود. این تغییر جزئی در هندسه، باعث ایجاد این مشکل شد. پس از اینکه ردیاب با عرضی پیوسته ارتقا یافت، خطاهای مذکور ناپدید شدند.
طراحی مناسب ردیابها یکی از سریعترین روشها برای بهبود کیفیت بالای مدار است. طراحی عالی ردیابها به ایمنی حرارتی، دقت سیگنال و ایجاد مسیر بازگشت سیگنال کمک میکند. همچنین این امر باعث میشود مدار در مراحل بعدی بررسی و پردازش بسیار سادهتر باشد.
اندازه ردیاب را بر اساس جریان عبوری انتخاب کنید.
از ردیابهای ضخیمتر برای مسیرهای تغذیه استفاده کنید.
ردیابهای پرسرعت را کوتاه و مستقیم نگه دارید.
از مسیریابی سیگنالهای حساس در نزدیکی اجزای پرسر و صدا خودداری کنید.
فاصله مناسب بین ردیابها را حفظ کنید.
از یک صفحه زمین تمیز استفاده کنید.
اعمال DRC قبل از تولید.
از نقاط زمینشده برای کمک حرارتی استفاده کنید.
برای اتصالات قویتر پد (PAD)، کاهشها را در نظر بگیرید.
مسیریابی با زوایای ۴۵ درجه.
از راهنمایی جمعآوری دیفرانسیل برای سیگنالهای متعادل استفاده کنید.
مقاومت ورودی (Impedance) را برای خطوط RF و خطوط با سرعت بالا در نظر بگیرید.
مدلسازی و بررسی قبل از تولید نهایی.
|
بهترین روش |
افزایش سود |
|
خطوط انتقال توان با عرض بیشتر |
گرمای کمتر و مقاومت کاهشیافته |
|
مسیرهای سیگنال کوتاه |
صحت سیگنال بهتر |
|
صفحات زمین |
صدای کمتر و مسیرهای بازگشت بسیار بهتر |
|
قطرهها |
تغییرات قویتر از خطوط به پد |
|
بررسیهای DRC |
خطاهای ساخت کمتر |
|
مسیریابی دیفرانسیل |
تعادل بهتر در سرعتهای بالا |
درک شیوههای اجرای خطوط مسی (Trace) در برد مدار چاپی بسیار حیاتی است، زیرا این خطوط تقریباً بر کیفیت کلی سطح برد تأثیر میگذارند. آنها بهطور خاص بر نحوه عبور جریان از برد، میزان نویز تولیدشده، میزان گرمای ایجادشده و همچنین کیفیت ساخت برد تأثیر میگذارند. در فرآیند ساخت PCB، عرض و فاصله خطوط مسی نیز باید با قابلیتهای فرآیند تولید سازگار باشند. اگر طراح این استانداردها را نادیده بگیرد، ساخت برد ممکن است دشوار یا غیرممکن شود.
مسائل مربوط به درک خطوط مسی (Trace) در موارد زیر:
پایداری PCB.
مدیریت جریان در PCB.
پیامدهای حرارتی در PCB.
کیفیت سیگنال در PCB.
ساختپذیری PCB.
قابلیت تعمیرپذیری PCB.
سازندگان این موارد را قدردانی میکنند:
محدودیتهای اچینگ.
حداقل اندازه ردیاب (تریس).
فاصله بین ردیابها.
چگالی مس.
پشته لایهها.
انطباق با اصول طراحی برای ساخت (DFM).
تنظیم تیمها این موارد را قدردانی میکنند:
قابلیت لحیمکاری.
گردش خون حرارتی.
قرارگیری قطعات.
بهروزرسانی دسترسی.
دوام برد.
روش درمانی توسعهدهندگان با در نظر گرفتن این که فعالیتهای ردیابی تأثیرگذار هستند:
پایداری ولتاژ.
کاهش صدا.
صحت سیگنال.
طول عمر المان.
امنیت و امنیت سیستم.
از ماشینحساب اندازه ردیاب PCB یا فرمول طراحی مبتنی بر جریان عبوری، چگالی مس، سطح دما و افت ولتاژ مجاز استفاده کنید.
میکرواستریپ روی لایه خارجی کار میکند، در حالی که استریپلاین بین لایههای داخلی قرار میگیرد. استریپلاین معمولاً محافظت بهتری دارد.
پوشش ردیابها بر کیفیت اتصال لحیم، مقاومت مس در برابر اکسیداسیون و قابلیت اطمینان نهایی اتصال تأثیر میگذارد.
علتهای رایج شامل گرمشدن بیش از حد، جداشدن لایهها (دلامینیشن)، اچکردن بیش از حد، طراحی نادرست، نشت سیگنال (کراستاک) و آسیبهای مکانیکی است.
این مسیرها بیشتر تحت کنترل امپدانس هستند، انتقال آنها بسیار دقیقتر انجام میشود و به ساختار لایهبندی (stackup) و شبیهسازی وابستگی بیشتری دارند.
با انتخاب ابعاد مناسب برای مسیرها شروع کنید، طول مسیرها را کوتاه نگه دارید، از صفحات زمین (ground planes) استفاده کنید، دستورالعملهای بررسی قاعده طراحی (DRC) را رعایت کنید و در ابتدا طراحی را آغاز نمایید.
اخبار داغ2026-06-25
2026-06-23
2026-06-15
2026-06-11
2026-06-09
2026-06-06
2026-06-03
2026-05-31